تبلیغات
دوشیکاچی - درخواست یك شهید از خدا


























دوشیکاچی

به مالک بگوئیدبرگرددمردم تحمل سختی ندارند،ولی افسوس اینجاست ،مردمی که تاب علی ندارندحجاج درانتظارشان است

مولای من؛ دوست دارم آنچه را كه تو دوست داری و می‌پسندی. چنانچه جنازه‌ام به دست آمد میل دارم در گلزار شهدای بهشت زهرا دفن شوم تا شاید نسیم صبحگاهی، بوی عطرآگین مزار شهید مظلوم بهشتی را هر صبح به مزارم آورد و آرامش گیرم، و تو نیز به واسطه آن گناهانم را بر من ببخشایی.

 
به گزارش فارس، شهید حاج مرتضی گركانی از اهالی محله رستم آباد تجریش تهران است. وی در سال های انقلاب اسلامی، فعالیت سیاسی زیادی داشته . به طوری كه حجت الاسلام و المسلمین شیخ حسین انصاریان می گوید: 
 
«... كار دیگری كه بچه های انقلابی انجام می دادند ، پخش اعلامیه ، آن هم در سطح وسیع ، بود . من شبها در منزلی واقع در خیابان زیبا منبر داشتم كه جمعیت زیادی شركت می كردند و در سطح خیابان می نشستند . در آن جا اعلامیه های فراوانی پخش می شد . من از جوانان خواستم مقداری از اعلامیه ها را هم برای مجلس ظهر بیاورند و در مسجد لاله زار پخش كنند . در این كار شهید اسماعیل كابلی ، از كارمندان وزرات دارایی ، و شهید مرتضی گركانی نقش فعالی داشتند.» 
 
آنچه كه پیش روی شماست وصیت نامه این شهید بزرگوار است كه در آن ماه به شهادت رسیدن خود را تعیین كرده است: 
 
 
بسم‌الله الرحمن الرحیم 
الحمد‌الله رب‌العالمین و صلی‌الله علی محمد و آله‌ الطیبین الطاهرین 
السلام علیك یا ابا عبدالله، و علی ارواح‌التی حلت بفنائك، علیك منی سلام‌الله ابدا ما بقیت و بقی‌الیل والنهار ولا جعله‌الله الاخر العهد منی لزیارتكم، السلام علی‌الحسین و علی علی‌بن الحسین و علی اولاد‌الحسین و علی‌ اصحاب‌الحسین والذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه‌السلام. 
 
اگر ایران شكست بخورد اسلام شكست خورده است. 
 
بارالها؛ تو را سپاس می‌گویم كه پس از 1240 روز انتظار، دیگر بار رخصتم دادی تا قطره ناقابل وجودم را به دریای عظیم و مواج راهیان كربلا آمیخته و به سویت ای محبوب دلها پرواز نمایم. 
 
این عزیزی كه عمروبن جموح را پذیرفتی، و دعایش را مستجاب و كتابش را به مهر شهادت زینت‌ بخشیدی، مرا نیز مشمول فیض عظیمت قرار ده (اللهم ارزقنی شهاده فی سبیلك ولا تردنی الی بیتی ابدا). 
خدای من؛ مگر نه اینكه عمرو به عشق یاری پدر فاطمه (س) لباس رزم پوشید، من نیز به عشق یاری پسر فاطمه (س) لباس پوشیدم؛ اگر عمرو به سرزمین احد شتافت من نیز به سوی كربلای حسین تو شتابانم و در این راه، اگر قلم تقدیر تو فرمان شهادتم را به امضاء رسانید، چنان كن كه ابتدا مزه فتح را بچشم و دشمنان تو را به ذلت اسارت و شكست دراندازم و آنگاه، از این محیط خراب‌آباد، به سوی ملكوت اعلای تو پرواز كنم؛ اما نه به شوق آن عطایا و مواهب كه در گنجینه فردوس برین ذخیره فرموده‌ای و نه به آرامگاه خویش در جوار مقدس تو، و نه درك كرامت خود در پیشگاه اقدست، و نه به شوق دیدار فرشتگان سپید ‌پوش و وصل حوران بهشت آرا و نهر‌های سرشار از شیر و شهد و شراب و درختان سایه گستر و میوه افشان و ...، بلكه به عشق دیدن یار و نظاره یك لحظه لبخند حاكی از رضایت حسین تو، به سوی ملكوت اعلای تو پرواز كنم. 
ای خالق من؛ آیا می‌شود كه به خواب من تحقق بخشی، تویی كه منبع نور و نعمتی، بر من كه در اثر ارتكاب معاصی قلبم سیاه و دلم تاریك است؛ تویی كه بر مبدا و معاد قدرت داری، بر من كه در این عالم فانی، كمترین بلكه هیچم، تویی كه به هرچه مشیت علیای تو تعلق گیرد توانایی، بر من كه اگر تو نخواهی جز لاشه گندیده‌ای بیش نیستم. 
ای خالق من؛ تویی كه خواب همسرم را در خصوص علی فرزند خردسالم محقق كردی، خواب مرا نیز به ظهور برسان و آنچه در ذیل درخواست اعزامم نوشته شده بود جامه عمل بپوشان " به دایره شهرستان‌ها معرفی شوند تا این عزیز نیز طلعت خویش را از حسین علیه‌السلام بستاند. " 
محبوبم؛ حاشا به كرامت اگر مرا نپذیری و راهم ندهی؛ عزیز دلم من با این اشاره خودم را مهیای لقائت نموده‌ام، آیا ممكن است گوشه چشمی هم به این بنده گنه كار بیندازی (یا محسن قد اتاك المسیء) 
خدای من؛ من با دست خالی ولی با دلی پر امید به در خانه تو آمده‌ام، آیا مرا از درگاهت میرانی؟ نه نه، تو مرا هرگز از درگاهت نخواهی راند، زیرا كه علی علیه‌السلام امیرمومنان و نور دیده رسول الله (ص)، و آنكه بیش از هر كسی در این عالم عاشق لقاء تو بود، و اول مظلوم و اول شهید بود، در خطبه 124 نهج‌البلاغه فرمود: "كسانی كه شوق لقاءالله را دارند، همچون تشنه‌ای كه به آب خواهد رسید، به این فیض عظیم نائل می‌گردند. " 
ای خالق من؛ به خودت قسم كه من هم تشنه شهادت در راه تو و حسین تو هستم، تا به آن حد كه مایل نیستم در شهادتم به بازماندگانم تبریك و تسلیت بگویند، بلكه دوست دارم فقط تبریك بگویند، زیرا كه شایسته نیست در مقابل لطف و احسان تسلیت گفت، این ناشكری است، این رد احسان است، این نشناختن حقیقت شهادت است، مگر نه این كه شهادت زندگی جاوید است، حقیقت ایمان است، فلاح و رستگاری است، پیوستن به جمع اولیاء و انبیاء است، عالی‌ترین نوع تكامل و مورد رضای تو است؛ و لذا پروردگار من، دوست ندارم در شهادتم كسی لباس سیاه بپوشد، زیرا كه شهید‌ شدن عین سعادت و نیكبختی است، معامله جان است، معامله‌ای كه هرگز زیان ندارد، فدای تو كه با تمام كمبودها و نقصان ها خریدار جانهای عاشقان خودت هستی. حالی كه چنین است معبود من، دوست دارم خودم را در راه تو كشته ببینم، دوست دارم با این معامله كه با من خواهی كرد، پدر و مادر در دنیا سربلند و در آخرت سعادتمند باشند؛ همسرم زینب گونه باشد و رسالت زینبی‌اش را كه تو برعهده‌اش گزارده‌ای به نحو اكمل به انجام برساند، بر فقدان من صبر نموده و استقامت پیشه كند، تا دشمنان اسلام و دین مبین را خجل و شرمنده سازد. 
دوست دارم در پشت جنازه‌ام با استواری گام برداشته و در هر قدم استكبار و اقمارش را در زیر گامهایش له نماید. دستان كوچك و معصوم فرزندانم را در دستانش گرفته تا مایه قوت و دلگرمی دوستان گشته و منافقان و سست عنصر‌ها و كافران ببینند كه در این راه تنها نیست و نماینده‌های نسل آینده كه ادامه دهنده راه انقلابمان خواهند بود، او را همراهی می‌كنند. 
دختری هشت ساله كه ازهم‌اكنون عاشق شهادت است و این را به زبان خودش بیان كرده كه "باباجون من هم دوست دارم كه شهید بشم، شهیدان زنده‌اند و هرگز نمی‌میرند. " و پسری چهار ساله كه فرزند انقلاب است و پیرو راه علی علیه‌السلام و راضی به رضای تو، و به همین دلیل است كه او را علیرضا نامیده و امیدوارم تحت تربیت مدبرانه مادر مهربان و در سایه رهبر كبیر انقلاب، چنان رشد نماید كه موجب مباهات خانواده و سرباز راستین امام زمانش باشد؛ و چنانچه ضرورت ایجاب نمود، از كشتن و كشته شدن در راه تو حتی برای یك لحظه بیم و هراس به دل راه ندهد؛ چرا كه امیرمومنان علی علیه‌السلام در همان خطبه فرموده است: "مسلم بدانید كه فرار از جنگ خشم الهی و سرافكندگی‌ دایمی و ننگ ابدی را در پی خواهد داشت و نیز هر كس از صحنه جنگ بگریزد به عمرش افزوده نمی‌گردد و فرار مانع از مرگش نمی‌شود. " 
مولای من؛ میل دارم در شهادتم از میهمانان همچنان كه در اعیاد و جشن‌ها پذیرایی می‌كنند، استقبال نمایند و در صورت امكان لباس سپید بپوشند و بدون استفاده از حجله چراغان نمایند، و زنها بر مصیبت حسین علیهم‌السلام با خانم فاطمه زهرا سلام‌الله علیها و مردها با رسول الله(ص) و پدر گرامیش علی علیه‌السلام و برادر جگرسوخته‌اش حسن علیه‌السلام همراهی نموده و گریه كنند، زیرا آنگاه كه من و همرزمانم در جبهه‌ها آب گوارا می‌نوشیدیم، حسین علیه‌السلام در كربلا تشنه بود؛ آن زمان كه من بر زمین قرار گیرم در جمع یاران خواهم بود، لیكن حسین علیه‌السلام تنها و بی‌كس بود. 
مولای من؛ امكان آن هست كه بدن ما شناخته شود و اگر در بیابانها بمانیم كسی چشم طمع به لباس ما نخواهد داشت ولی تو خود بهتر می‌دانی كه با حسین علیه‌السلام چه كرده‌اند؛ و لذا مطمئن باشید كه من هم با شما در عزای حسین علیه‌السلام گریه خواهم كرد. 
خدای من؛ به لحاظ این كه راه گم نشود، مراسم سالگرد را نفی نمی‌كنم، ولی بیشتر انتظار دارم همه ساله، در سالگرد شهادت حضرت زینب (س)، دوستان گرد هم آیند و بر مصائب آن بانویی كه در یك شب گیسوان سپید كرد و نماز شبش را نشسته خواند گریه كنند؛ تا همسرم بداند و از زبان گویندگان بشنود، كه زینب (س) كه بود و چه كرد، او نیز الگو گرفته، و با قامتی افراشته، در جلو امت بایستد و فریاد بكشد كه ما در راه قرآن و اسلام از كشتن و كشته شدن باكی نداریم و همه چیز و همه كس خود را به خاطر خدا فدا خواهیم كرد. 
مولای من؛ دوست دارم آنچه را كه تو دوست داری و می‌پسندی. چنانچه جنازه‌ام به دست آمد میل دارم در گلزار شهدای بهشت زهرا دفن شوم تا شاید نسیم صبحگاهی، بوی عطرآگین مزار شهید مظلوم بهشتی را هر صبح به مزارم آورد و آرامش گیرم، و تو نیز به واسطه آن گناهانم را بر من ببخشایی و خانواده‌ام نیز در صورت امكان آنچنان عمل نمایند كه نسیم صبحگاهی. 
 
محبوبم؛ دوست دارم بر سنگ مزارم بنویسند: 
 
كمال المطلوب لقاء المحبوب 
 
شهید حاج مرتضی گركانی، فرزند محمد علی 
 
عاشقی كه حسین علیه‌السلام را زیارت كرد و به دیدار او شتافت 
 
تولد 10/11/1328، شهادت ..../ 2/ 1365، محل شهادت .... 
 
بار الها؛ من دوستی تو را آرزو می‌كنم و می‌طلبم و دوستی هر عملی كه موجب قرب و نزدیكی و دوستی تو گردد. 
خداوندا؛ بر من منت نه، كه روح توكل به تو در من قوی گردد و كارهایم را به تو تفویض و واگذار نمایم. 
پروردگارا؛ مرا به حال خودم، حتی لحظه‌ای وامگذار كه كارم زار و عمرم تباه می‌گردد. بارالها؛ امور مرا اصلاح فرما و حوائج شرعیه مرا برآور. 
بارالها؛ به آرزوی پدر و مادر و همسرم جامه عمل بپوشان و توفیق زیارت امام امت، این بت‌شكن قرن در ذریه‌ صدیقه كبری فاطمه زهرا (س) را به حق مادر پهلو‌ شكسته‌اش، به ایشان عطا فرما؛ و شما ای پدر و مادر مهربان و همسر خوبم، هرگاه موفق به زیارت حضرتش شدید، سلام من را نیز به ایشان برسانید و بگویید مرتضی عاشق جبهه و شهادت در راه دوست بود و به اختیار این راه را انتخاب كرد و به آرزویش رسید؛ شما نیز ای پسر فاطمه (س)، و ای نائب بر حق امام زمان (عج) از او راضی باش تا در قیامت كه دیر نخواهد بود، در حضور سرور و سالار شهیدان "حسین علیه‌السلام " شرمنده و سرافكنده نباشد. 
والسلام علی من‌التبع‌الهدی. 
 
خدایا: خدایا: تا انقلاب مهدی، حتی كنار مهدی، خمینی را نگهدار. 
مرتضی گركانی 
 
21/1/1365 
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin